با سلام: به روستای شمس آباد خوش آمدید .امیدوارم در کنار ما لحظات خوبی داشته باشید.لطفا با ارائه نظرات خود در رابطه با این تارنما مارا یاری دهید.منتظر ارسال مطالب وعکسهای زیبایتان هستیم .با تشکر سبحان
blogersicon
کوروش کبیر
روستای شمس آباد
پيام تارنما
با خوش آمد گویی به شما دوست بسیار محترم: این وبسایت فرهنگی میباشد وهیچ وابستگی به افکار یا سلیقه خاصی ندارد و فقط به جهت آشنای با روستای شمس آباد و آداب،سنت این خطه از کشورمان تهیه شده است.ما را از نقطه ،نظرات خود بی نصیب نکنید. با سپاس فراوان
پيام مديريت وب سایت : باسلام، به روستای شمس آباد خوش آمدید.لطفا از دیدگاههای خودتان ما را بی نصیب نکنید .
صفحه نخست
     

 لطفا تا باز شدن كامل صفحه شكیبا باشید .



  تماس با مدیریت تارنما 



مطالب قدیمی   

  روستاي ما تا چند دهه پيش يکي از بزرگترين آباديهاي منطقه بشمار ميرفت, حدود يکصد خانوار داشت ومدرسه بزرگ که از روستاهاي اطراف نيزبراي تحصيل به شمس آباد سفر مي کردند,نزديک به هفتاد هشتاد دانش آموز داشت ويک آسياب بزرگ آبي که همه روستاهاي اطراف را به آنجا ميکشاند ,اما رفته رفته با رفتن جوانان از روستا به شهرها«البته بعلت نبود امکانات وهمچنين درآمد کافي » وخالي شدن روستا از جوانان جمعيت روستا نيز کاهش پيدا کرد به طوري که امروز در مدرسه بيش از سه الي چهار دانش آموز وجود ندارد «البته جاي شکرش باقيست چون همينها هم مهمان يکي دو ساله اند»بعيد نيست تا چند سال ديگر بچه اي در روستا وجود نداشته باشد چون همان سي وچند خانواري هم که ماندند بيشتر مسن وپير هستند,البته بايد گفت که خوشبختانه در چند سال اخيربا امکاناتي که مسئولين محترم خورش رستم وخلخال ايجاد کردند از قبيل برق تلفن لوله کشي آب وجاده قابل تردد تعدادي از اهالي شهر نشين از شهر نشيني خسته شده وياد وطن کرده اند وساختمانهاي ويران شده را از نو بنا کرده اند وبه روستا چهره جديدي بخشيده اند ودر آنجا حتي براي چند ماهي زندگي ميکنند»  اکنون روستاي ما در حال توسعه هست البته اگر از طرف مسئولين محترم منطقه خورش رستم حمايت شود وجاده حدودا چهار کيلو متري را آسفالت کنند وهمينطوربه وضعيت بهداشت روستا رسيدگي کنند ,البته با همکاري اهالي , اميد هست که خانواده هاي بيشتري به روستا برگردندوبه کار کشاورزي ودامداري بپردازند»»»»»به اميد آن روز

    حال ما و شما هم کيش و هموند عزيز براي پيشرفت روستا چه کار کرده ايم اصلا براي ما فرقي دارد آبادي يا ويراني روستا وتا حالا با خودمان فکر کرده ايم تا چند سال ديگر چه به سر روستايمان خواهد آمد ؟حال ما که پسوند شمس آباد را از شناسنامه خود وفرزندانمان بر مي چينيم جاي اميدي باقي گذاشته ايم ؟آيا فرزندان ما فردا خواهند گفت ما شمس آبادي هستيم ؟يا اين را براي خود آر بحساب مي آورند واز گفتن آن امتناء خواهند کرد؟ ما شمس آباديهايي که اتحاد وهمبستگي مان زبان زد خاص وعامه آيا همين طور خواهد ماند؟

    دوستان! اين گناه از ماست که به بچه هامون ياد نداديم همانطورکه ايران را وطن خود ميدانيم زادگاه اجدادي ما نيز وطن است وبايد عزيز بداريم و اصالت وهويت خود را از بين نبريم به آن افتخار کنيم ,به اميد آنروز که همه فرزندان شمس آباد به زادگاه اجدادشان افتخار کنند.با سپاس





اين روستا از توابع شهرستان هشجين بخش خورش رستم  شهرستان خلخال ميباشد.و در مساحتي وسيع وبا آب هواي معتدل درميان کوهها واقع شده است .

شمس آباد يکي از روستاهاي قديمي منطقه است وداراي مناظري زيبا وديدني است که جلوه زيبايي به اين منطقه بخشيده است و  گويش آنان زبان شيرين آذري اصيل ميباشد. 

شمس آباد به دليل قرار گرفتن در منطقه کوهستاني زمستان سرد وتابستان خنکي دارد ومردم روستا اغلب کشاورز هستند که با زحمت فراوان لقمه نان حلالي را جهت امرار معاش خود بدست مي آورند تا محتاج ما فرزندان شان نباشند .امروزه به دليل کمبود آب وخشک شدن چشمه هاي زلال وخنک در اطراف روستا باغهاي پر ثمري مشاهده نمي شود متاسفانه اکثر درختان خشک شده اند يا در حال خشک شدن هستند .درختاني که در چند سال پيش از چيدن ميوه هايشان خسته ميشديم اما اکنون بايد در حسرت آن روزها باشيم.

اما هنوز با اين خشکسالي که همه گير شده جاهاي ديدني زيادي در روستا هست که انسان با مشاهده آنجا براي لحظاتي از مشقات و هم وغم زندگي ماشيني امروزي بدور ميشود که تصاويري از مناظر روستا را در اين وبلاگ قرار داديم از جمله آنها آرامگاه روستا ميباشد که با وجود درختان کهنسال چند صد ساله وسنگ نوشته هاي کوفي وعربي انسان را مجزوب خود ميکند وهمينطور آرامگاه بزرگاني چون شيخ شمس الدين,شيخ منور ,قوش پير, پير حبيب رحمته الله عليها و ارامگاه شهداي گران قدر شمس آباد شهيدان شادروان علمي , دولتي و کسروي وبافت قديمي اين قبرستان که ديدنش خالي از لطف نيست.

مناظر ديدني

آبشار (سجند باشي) رودخانه(قزل اوزن)چشمه هاي(داشلي بولاغ-قزلار بولاغي-دولاغ بولاغي..) کوه هاي بسيار زيبا وديدني و سخره هاي سنگي بسيار بي نظير که روستا بر روي آن بنا شده است راحتما بايد از نزديک ديد ولمس کرد..واز همه مهمتر مردمان مهربان ومهمان پذيرشان هستند که از قديم زبان زد بسياري از رهگذران ومهمانان روستا بوده وهست.اميدواريم شما نيز روزي مهمان اين مردمان مهربان شمس آباد بشويد.

شمس آباد از معدود روستاهايي بود که شرايط نسبتا خوبي داشت که ميتوان وجود افرادي لايق وکاردان مانند اقايان(ش)حاج اسمائيل شکسته بند ماهر ,حاج فيروز نعلبند و همچنين داروغه , (ش)حاجي حسن پيرايشگر , (ش) ميرزا ذبيح ا..و ميرزا يدي ا..عالم ديني,(اوستا بيت ا.. نجار کاربلد) ,(اوستاحاج عطاء ا..چراغ ساز)اشاره کرد وهمينطور ميتوانيم دکانهاي برادران عليزاده که در نوع خود کم نظير بود و در آبادي روستا نقش مهمي داشت را مثال زد ,از آنجاي که رفت و آمد به شهر آسان نبود بنا بر اين همه مايحتاج روستا را فراهم ميکردند داخل دکان اقاي حاج فيروز وارد مي شديم همه چيز ميديدم ,چيزهاي مانند :کفش , پارچه , دارو ,دواء ,مرگ موش ,سم ّکشاورزي,نعل قاطر, وانواع خوراکيها و هر چي که احتياج داشتيم . 

از همه مهمتر آسياب هايي بودند که در پاييز افراد زيادي را از دور و نزديک به شمس آباد مي کشاندند دو آسياب (گندم کوب)داشت که تا پاسي از شب کار ميکرد و بوي خوش آرد تازه هر رهگذري را مست مي کرد.يادش بخير کجا رفت اين همه کار و تلاش و جنب جوش مردم. واقعا مردمان زحمت کشي داشتيم.به اميد جان تازه گرفتن روستاهايمان.انشاءا.. 



دانلــــــــــــــود آهنگ های آذری با لینک مسقیم          حتما سر بزنید       




دسترسی آسان به بخشهای مختلف تارنما لطفا برای مشاهده هر پست روی عکسها کلیک کنید.

     


     


     


     


      


    


 

نمایش همه پستهای وبسایت 

 

 


برچسب‌ها: <-TagName->


موضوع مطلب :
نوشته شده شنبه 8 بهمن 1390 توسط قدسی | لينک ثابت |
کوروش کبیر

وبسایتهای مرتبط

###################################



سایت کوروش کبیر




پاسارگاد به زير آب رفت..!!؟!

دوستان متأسفانه خبر بدی دارم که هر ايرانی را برافروخته ميکند.
 
سد سيوند در استان فارس در آستانه ء آبگيری است.
 

با اين کار برای هميشه آرامگاه کوروش کبير به زير آب ميرود و بخش بزرگی


از پاسارگاد نابود


.....چه نِشسته‌اى؟؟؟!!!!!

 

«سد سيوند در استان فارس در آستانه آبگيری است که با اين کار برای هميشه

آرامگاه کورش کبير نابود ميشود.»

اين خبر را يک منبع مطلع در سازمان ميراث فرهنگی اعلام کرده است.

           

   ( البته هم اکنون اين سد آبگيری شده و آرامگاه به زير آب رفت)

 

 




بدبختانه آثار باستانی و پيشينه ء ما که قدمتی 2500 ساله دارند

انگار حفظ اين آثار برای هيچ کسی مهم نبوده است!!!




ای کاش حداقل به خارجيانِ بی‌تمدن(!!!)، که از داشتن چنين گنجينه‌هايی

محروم‌اند، اين اجازه را می‌داديم تا در حفظ داشته‌های ما کوشا باشند و اين آثار

را به ايشان افتخاری هديه می‌کرديم. چون انگار ما هيچ احتياجی به آنها

نداريم....!! حداقل آبرومان حفظ ميشد.








البته بنده هم با دیدن و شنیدن این تصاویر و مطالب بسیار ناراحت شدم , ولی امیدوارم که همه این مطالب گوشزدی باشه برای همه ما و این تصاویر ترصیمی باشه از آینده احتمالی .. یعنی عکسها غیر واقعی باشه و هیچ وقت و هیچ وقت این اتفاق نیافتد و روزی نرسد که خودمان با تیشه به ریشه همه اصالتمان بزنیم , مسئولین محترم کشور و جوانان دلسوز این مرز بوم و فرزندان کوروش بزرگ برای جلوگیری و حتی احتمالات  چاره ای برگزینند.
 به امید روزی که کوروش نام تمام فرزندان ذکور این مرز بوم شود .
 نامت جاوید راهت پاینده سرزمینت آزاد و خاکت محفوظ  تا ابد
سبحان قدسی مدیریت وبسایت شمس آباد


سه دقیقه زمان کوتاهی بود در برابر تاریخ، ما ۱۸۰ ثانیه فرصت داشتیم در برابر منشوری بایستیم که آلان ۲۵۴۹ ساله است و زمان هم که می دود. بلیت را که گرفته بودیم کیف و موبایل را که تحویل داده بودیم از ورودی که رد شدیم وارد موزه ملی که شدیم، اِ اول سراغ منشور را نگیریم! حتی اگر بار پنجم است که برای بازدید از موزه ملی می آییم و اگر نه که همه چیز معلوم است برویم جلوی پله های خروجی تخت جمشید بایستیم. برویم و مرد نمکی را ببینیم، مجسمه داریوش را ببینیم و متن آن را بخوانیم که

« سپاس می گوید خداوند را که این زمین را آفرید که آن آسمان را آفرید که مردم را آفرید که شادی را آفرید….»

این متن ها، معجزه اند! بعد اشیای تاریخی را می ببینیم تا قلبمان از زمان بگیرد و اگر پنجره ای باز بود و کبوتر چاهی آمد و روی سر ستون تخت جمشید نشست به این تخته سنگ تاریخی دست نزنیم که کبوتر بپرد و آن قدر محو موزه نشویم که یادتان برود برای چه آمده ایم… تا یکی از دو هزار نفری باشیم که پس از ورود منشور کوروش به ایران ، هر روز از موزه ملی بازدید می کنیم، تا رکورد بازدید از موزه ملی را بزنیم و وقتی منشور از ایران رفت، باز هم دلتنک موزه بشویم. بعد بالا برویم در میان ماکت های تخت جمشید دیوار نوشته ها را بخوانیم.
بعد پشت آن نوار زرد بایستیم و مستند ورود منشور به ایران را ببینیم. نوبت ماست! در میان سکوت بازدید کننده ها و صدای پخش شده در اتاق، این صدا را بشنویم که بالاخره ما این منشور را دیدیم. اگر با گروهی جوان و نوجوان همراه شده ایم اشک را در چشمانشان ببینیم و باز به منشور کوچک خیره بمانیم و از ریختگی پشت آن غمگین شویم…

سه دقیقه شما تمام شد. اتاق را ترک کنید! به هر حال اگر دوباره خواستید این سه دقیقه را تجربه کنید بین ساعت ۹ صبح تا ۹ شب به موزه ملی ایران در خیابان امام خمینی ابتدای خیابان سی تیر بروید.. ولی.. از وقتی که منشور در کشورش بود روزهای بسیاری گذشته است، منشورِ حاصلِ فرهنگِ ایرانی پدران ما، دوباره به زادگاه قریب”ش بازگشت. این جای هر چند غریب است ولی برای زنده ماندنش بهتر از خاک فعلی وطنش خواهد بود.






"خداوندا، اهورا مزدا و ای بزرگ آفریننده این

سرزمین بزرگ، سرزمینم و مردمم را از دروغ و

دروغگویی به دور بدار"

 


روزی بزرگان ایرانی ومریدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین دعای خیر کند

وایشان بعد از ایستادن در کنار اتش مقدس اینگونه دعا کردن:

"خداوندا اهورا مزدا ای بزرگ آفریننده آفریننده این سرزمین

بزرگ،سرزمینم ومردمم راازدروغ و دروغگویی به دور بدار"

 

بعد از اتمام دعا عده ای در فکرفرو رفتند واز شاه ایران پرسیدند که چرا این گونه دعانمودید؟ فرمودندچه باید

میگفتم؟ یکی جواب داد :برای خشکسالی دعا مینمودید؟

کوروش بزرگ فرمودند: برای جلو گیری از خشکسالی انبارهای اذوقه وغلات می سازیم

دیگری اینگونه سوال نمود: برای جلوگیری از هجوم بیگانگان دعا می کردید ؟

ایشان جواب دادند: قوای نظامی را قوی میسازیم واز مرزها دفاع می کنیم

گفتند:برای جلوگیری از سیلهای خروشان دعا می کردید ؟

پاسخ دادند: نیرو بسیج میکنیم وسدهایی برای جلوگیری از هجوم سیل می سازیم

و همینگونه سوال کردندوبه همین ترتیب جواب شنیدند…


تا این که یکی پرسید: شاها منظور شما از این گونه دعا چه بود؟!

وکوروش تبسمی نمودند واین گونه جواب دادند :

من برای هر سوال شما جوابی قانع کننده آوردم ولی اگر روزی یکی از شما نزد من آید و دروغی گوید که به

ضرر سرزمینم باشد من چگونه از آن باخبر گردم واقدام نمایم؟ پس بیاییم از کسانی شویم که به راست گویی

روی آورند ودروغ را از سرزمینمان دور سازیم…که هر عمل زشتی صورت گیرد باعث اولین آن دروغ 

عصبانیاست.

 

گفته هایی از کوروش بزرگ 

 

 

 

 

***

 

دست هایی که کمک می کنند از لبهایی که دعا می کنند مقدس ترند.

 

منسوب به کوروش بزرگ

 

 

***

 

خداوندا دستهایم خالی است و دلم غرق در آرزوها.
یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن .

 

منسوب به کوروش بزرگ

 

 

***

 

فرمانروایی بر مردمان به شیوه ای نیک و والا بزرگ تر از هر کار دیگر است.

 

منبع :  کوروش نامه گزنفون - ترجمه ابولحسن تهامی - دفتر 1 در 6

 

 

***

 

مردوک ( خدا به زبان بابلی ) دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد ، زیرا من او را ارجمند و

گرامی داشتم

 

بند 23 منشور حقوق بشر کوروش

 

 

***

 

سخنی درباه ی ایرانیان :

 

او که شادمانی مردم من را نمی خواهد از ما نیست ، او برده بی مزد اهریمن است.

زنان میهن من بزرگوار و برازنده اند ،خان و مان مردم من شادمان و سترگ است ، پدران ما دانا و

فرزندان ما دلیرند ،بدین ‌نشان هرگز شکست نخواهیم خورد بدین ‌نشان هرگز فریفته نخواهیم

شد.

 

منسوب به کوروش

 

 

***

 

من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی

به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت .

 

منبع : سرزمین جاوید - ذبیح الله منصوری - صفحه 403

 

 

***

 

به کوروش شاه ، پادشاهی که تو را ( منظور خداوند است) گرامی می دارد و به پسرش

کمبوجیه ، جایگاهی در سرای سپند ( منظور بهشت است ) ارزانی دار.

 

بند 35 منشور حقوق بشر کوروش

 

 

***

 

سخن کوروش به گبریاس که مخالف بود که کوروش در ابتدا به بابل حمله  ببرد:

 

تو حق داری که احتیاط را توصیه می کنی ولی من عقیده دارم که راست به طرف بابل بروم.

نخست آنکه این شهر مرکز قوای دشمن است و سپس آنکه فتح هیچ گاه بسته به عده نبوده

بلکه شجاعت باعث بهره مندی است.

 

منبع : لغت نامه دهخدا - به نقل از کوروش نامه گزنفون - دفتر 4 در 6

 

 

***

 

کوروش به مضمنون هنگامی که با مردم پارس گفتگو می کرد گفت:

 

آسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.

 

منبع : تاریخ ده هزار ساله ایران - عبد العظیم رضایی – جلد اول

 

 

***

 

کوروش تو نخواب که ملتت در خواب است / آرامگهت غرقه به زیر آب است

 

ای انسان هر که باشی و از هرکجا که بیایی , زیرا که میدانم خواهی آمد , من کوروش هستم

که برای پارسیان این دولت بزرگ را بنا کردم . پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند

رشک مبر . هرکس که آهنگ ویرانی آرامگاه مرا کند، اهورا مزدا او را نابود کن.

 

منبع : ایران ویج - بهرام فره‌وشی - به نقل از استرابون

 

 

***

 

پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید.

زودتر آنرا در آغوش خاک پاک کشورم قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک آن را تشکیل دهد.

 

وصیت نامه ی کوروش بزرگ

صفحه قبل صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

برچسب‌ها: <-TagName->


موضوع مطلب :
نوشته شده شنبه 8 بهمن 1390 توسط قدسی | لينک ثابت |
تماس مستقیم با ما
* نام و نام خانوادگي :
* آدرس ايميل:
موضوع پيام:
*پيام:

با تشکر از ارائه دیدگاهتان

عناوین پستهای وب سایت
روستای شمس آباد از توابع شهر هشجین ( بخش خورش رستم )شهرستان خلخال میباشد